محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت -مست گفت ای دوست این پیراهن است افسار نیست گفت مستی زانسبب افتان و خیزان میروی -گفت جرم راه رفتن نیست ره هموار نیست گفت نزدیک است والی را سرای انجا شویم کل شعر در ادامه ی مطلب: ...